بابل  

                                 Babel

                                       

کارگردان: آلخاندرو گونزالز اينياريتو. فيلمنامه: گيلرمو آرياگا بر اساس ايده اي از آلخاندرو گونزالز اينياريتو و خودش. موسيقي: گوستاوو سانتااولاو. مدير فيلمبرداري: رودريگو پريتو. تدوين: داگلاس کرايس، استيون ميريونه. طراح صحنه: بريجيت بروخ. بازيگران: براد پيت[ريچارد]، کيت بلانشت[سوزان]، گائل گارسيا برنال[سانتياگو]، کوجي ياکوشو]. ١٤٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا، مکزيک. نامزد نخل طلا و برنده جايزه بهترين کارگرداني، جايزه تکنيک براي تدوين و کليساي جهاني از جشنواره فيلم کن.
در بيابان هاي خلوت و بي دار و درخت مراکش دو کودک، براي فهميدن کارکرد تفنگ پدرشان به سوي اتوبوسي شليک مي کنند. بر اثر اين تصادف مسير زندگي يک زوج جهانگرد آمريکايي، يک پرستار بچه مکزيکي که به خاطر عبور دادن غير قانوني دو کودک از مرز دچار دردسر شده، يک دختر جوان ناشنواي ژاپني که پدرش تحت تعقيب پليس قرار دارد و دو کودک مراکشي با هم تلاقي مي کند.

چرا بايد ديد؟
آلخاندرو گونزالز اينياريتو متولد ١٩٦٣ مکزيکو در سال ٢٠٠٠ با فيلم Amores perros ورودي خيره کننده به عالم سينما داشت و توانست آن را در سال ٢٠٠٣ با فيلم ٢١ گرم تجديد کند. گونزالز مشهور به El Negro تا امروز فقط سه فيلم بلند و سه فيلم کوتاه در طول ده سال ساخته است که کارنامه اي کوچک اما غني را نشان مي دهد. اخرين فيلم او بابل نامش را از افسانه مذهبي برج بابل گرفته که نمرود براي رسيدن به آسمان و خدا و در واقع دانش بيشتر ساخته بود. اين گستاخي بشر از سوي خدا با مجازات بخشيدن زبان هاي مختلف به ساکنان شهر بابل پاسخ داده شد تا اين افراد نتوانند با همديگر ارتباط برقرار کنند[نص صريح انجيل] و برج هرگز ساخته نشود. اينياريتو با ارجاع به اين قصه اساطيري و پراکنده شدن اين آدم ها در سراسر جهان به راه مي افتد و نبود ارتباط ميان انسان هاي مختلف در آستانه قرن بيست و يکم را بررسي مي کند.
اينياريتو مانند دو فيلم پيشين با گيلرمو آرياگا همکاري کرده و منتقد و بيننده آشنا به دو اثر پيشين آنها از قبل مي داند که با فيلمي پر از روايت هاي متقاطع و قصه هاي پاره پاره روبرو خواهد شد. چيزي که آلتمن مروج اصلي آن بود و سينماگران مستقل امريکايي و اسپانيايي زبان رونق دهندگان اش.
بار ديگر يک تصادف زمينه ساز تقطيع زندگي انسان هاي مختلف و متفاوت با يکديگر مي شود. اينياريتو فيلم را با ٢٥ ميليون دلار بودجه و در عرض يک سال در سه کشورمختلف[مراکش، مکزيک، ژاپن] فيلمبرداري و گروه سازنده را تا حد مرگ فرسوده ساخته است. خوشبختانه حاصل کار ارزش اين همه پول و انرژي را داشته و او توانسته مفهوم بيگانگي و در خود فرو رفتگي را تا عميق ترين زواياي آن بکاود. خود اينياريتو از دوره ساخت فيلم به مثابه ساخت برج بابل ياد مي کند و از گروه بازيگران فيلم- مخصوصاً کودکان که سنگ تمام گذاشته اند- بسيار خشنود است.
بابل کدر صدد ترسيم چيزهايي است که انسان ها را از هم جدا مي سازد- مرزها، فرهنگ ها، زبان ها و...- و اين در زمانه اي که سخن اصلي انديشه ورزان برخورد فرهنگ ها، تلاقي فرهنگ ها و تعامل فرهنگ هاست مي تواند به خودي خود جذاب و دليلي محکم براي تماشاي آن باشد! از طرف ديگر نمونه خيلي خوبي براي اثبات اين که چگونه مي توان با دومين فيلم به هاليوود راه يافت و اصالت خود را حفظ کرد. به اميد آن که اين اصالت همچنان برقرار بماند.
ژانر: درام، تريلر.