روزگار غريبي است نازنين!

بعضي از پسرها موهايشان را بلند مي‌کنند!
بعضي از دخترها موهايشان را پسرانه کوتاه مي‌کنند!

درخيابان:
دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو!
پسر: ايييييييييييش! گمشو!
دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟!
پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي!

در مراسم خواستگاري:
دختر: ببينين يکي از شرايط من براي ازدواج با شما اينه که نبايد برين سرکار!
و يکي ديگه از چيزايي که من خيلي روش متعصبم اينه که نبايد موهاتون رو نامحرم ببينه...!

در حين زندگي مشترک:
دختر: اي بابا! آقا يه چايي نمي‌دي بخوريم؟!
پسر: دستم بنده!... راستي امروز فري اومده بود اينجا! با جعفر اينا! من کلي خجالت کشيدم! زن فري براش پلاک جواهر خريده...
دختر: آقا جون ندارررررررررررم! چي کار کنم؟! از ديوار مردم برم بالا؟!
پسر: آخه من تا کي بايد بشورم و بسابم و بپزم...
دختر:......!