پارتی در شمال تهران
سرهنگ احمد قاسمآبادي، فرمانده انتظامي دماوند در تشريح اين نحوه شناسايي اين افراد اظهار كرد: در نيمههاي شب بيست و هفتم آبان ماه، در پي كسب خبري از عوامل بسيج شهرستان دماوند مبني بر اين كه تعدادي پسر و دختر اقدام به برگزاري مجلس پارتي در يك ويلا كردهاند، بلافاصله ماموران مبارزه با مفاسد اجتماعي دماوند در محل مورد نظر حاضر شده و تحقيقات اوليه را در اين خصوص آغاز كردند.
وي افزود: در پي انجام هماهنگي با مرجع قضايي و همكاري عوامل بسيج، ماموران پليس وارد ويلاي مورد نظر شده و تعداد 30 پسر و 13 دختر جوان بين 20 تا 25 ساله را در حالت غير طبيعي دستگير كرده و به مقر پليس انتقال دادند.
سرهنگ قاسمآبادي با اعلام اين كه در بازرسي از اين مكان، تعداد 5 بطر مشروب و 50 حلقه سيدي مبتذل كشف و ضبط شد، گفت: در تحقيقات پليس دماوند مشخص شد: اين پارتي در ويلاي پدري يكي از دستگير شدگان به نام «آرش» و از سوي وي بر پا شده و متهمان كه همگي دانشآموز و دانشجو بودند، از شمال تهران در آن شركت كرده بودند.
وي افزود: در پي انجام هماهنگي با مرجع قضايي و همكاري عوامل بسيج، ماموران پليس وارد ويلاي مورد نظر شده و تعداد 30 پسر و 13 دختر جوان بين 20 تا 25 ساله را در حالت غير طبيعي دستگير كرده و به مقر پليس انتقال دادند.
سرهنگ قاسمآبادي با اعلام اين كه در بازرسي از اين مكان، تعداد 5 بطر مشروب و 50 حلقه سيدي مبتذل كشف و ضبط شد، گفت: در تحقيقات پليس دماوند مشخص شد: اين پارتي در ويلاي پدري يكي از دستگير شدگان به نام «آرش» و از سوي وي بر پا شده و متهمان كه همگي دانشآموز و دانشجو بودند، از شمال تهران در آن شركت كرده بودند.




+ نوشته شده در هفتم آذر ۱۳۸۵ ساعت ۹:۵۲ ق.ظ توسط اميد
|
آموختهاي کوچک من : آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت زود قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.