زندگینامه و عکس های شکیرا
شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.

شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.
در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.
او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.

پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.
شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.
اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت .




+ نوشته شده در بیست و هفتم آبان ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۲۲ ق.ظ توسط اميد
|
آموختهاي کوچک من : آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت زود قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.