معرفی فیلم : کوکب سیاه
The Black Dahlia

کارگردان: برايان د پالما. فيلمنامه: جاش فرايدمن بر اساس رماني از جيمز الروي. موسيقي: مارک ايشام. مدير فيلمبرداري: ويلموش زيگموند. تدوين: بيل پنکاف. طراح صحنه: دانته فره تي. بازيگران: جاش هارتنت[دوايت بليکرت]، اسکارلت جوهانسون[کي ليک]، آرون اکهارت[لي بلنچارد]، هيلاري سوانک[مدلين لينسکات]، ميا کرشنر[اليزابت شورت]، مايک استار[راس ميلارد]. ١٢١ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آلمان، آمريکا. نامزد شير طلايي جشنواره ونيز.
دهه ١٩٤٠، لس آنجلس. جسد دختري به نام اليزابت شورت در حالي که از وسط به دو نيم شده، يافته مي شود. دوايت بليکرت و لي بلنچرد کارآگاهان پليس مامور تحقيق درباره اين پرونده مي شوند. دوايت در جستجوهايش به دختري جذاب و شبيه به اليزابت به نام مدلين لينسکات برخورد کرده و عاشق وي مي شود. همزمان لي که دوست دختري زيبا به نام کي دارد، کشته مي شود. دوايت که دريافته لي و بسياري ديگر از مامورين پليس فاسد هستند، تصميم دارد تا راز مرگ اليزابت را به تنهايي کشف کند. او به زودي درمي يابد که مدلين و خانواده او در ماجراي مرگ اليزابت دخيل هستند، اما رابطه پر حرارت ميان او و مدلين و از سوي ديگر عشق بر زبان نيامده اش نسبت به کي همه کارها را بيش از پيش براي دوايت سخت تر مي کند.
چرا بايد ديد؟
به جرات مي توان گفت آخرين ساخته استاد برايان دپالما که حاصل بيش از چهار دهه فيلمسازي است، يکي از بهترين فيلم هاي امسال است که هر عاشق سينمايي را به وجد مي آورد. کوکب سياه که بر اساس پرونده مشهور و همچنان گشوده مرگ اليزابت شورت در سال ١٩٤٧ و کتاب جيمز الروي به همين نام- منتشر شده در ١٩٨٦- ساخته شده، به يکي از سياه ترين و بدنام ترين حوادث قرن بيستم آمريکا مي پردازد. اين واقعه که تا به امروز يک نسخه سينمايي ديگر[اعتراف هاي حقيقي، ١٩٨١، اولو گروسبارد] يک فيلم مستند[دختري از مدفورد، کايل جي وود] و يک فيلم تلويزيوني[کيست اين کوکب سياه؟، ١٩٥٧، رابرت لينسکي]ساخته شده، در دستان سازنده روش کارليتو تبديل به فيلمي نمونه اي در ژانر نوآر شده است. جيمز الروي که بر اساس داستان هاي او تا امروز فيلم هاي پليسي/جنايي معروفي چون محرمانه:لس آنجلس ساخته شده، بر خلاف پيشگامان و استادان خود قهرمانش را نه از ميان کارآگاهان خصوصي، بلکه از ميان مامورين پليس انتخاب کرده و از اين رهگذر نگاهي از درون به فساد در تشکيلات پليس مي اندازد.
کوکب سياه که با سرمايه ٥٠ ميليون دلار تهيه شده، از نظر طراحي صحنه، لباس و موسيقي در نوع خود کم نظير است و حال و هواي دهه ١٩٤٠ آمريکا را به خوبي زنده مي کند. اما انتخاب جاش هارتنت و بازي کم جان او از تاثير روايت و کوشش هاي ديگر عوامل به شدت کاسته و تنها زيبايي نفس گير خانم جوهانسون است که در کنار بازي سوانک به نقش يک زن مرگبار[که جايگزين اوا گرين و فيروزا بالک شد]، فيلم را سر پا نگاه مي دارد. تماشاگر با ديدن هارتنت يقيناً بر نبود هنرپيشگاني چون بوگارت يا رالف ميکر افسوس خواهد خورد. اما اين انتخاب غلط نمي تواند دستاورد دپالما را کلاً زير سوال ببرد، حتي اگر در گيشه موفقيت مالي زيادي به چنگ نياورده باشد. البته اين پروژه در دستان ديويد فينچر-که به شدت علاقمند ساختن فيلمي سه ساعته و سياه و سفيد بر اساس اين ماجرا بود - فيلم مدرن تر و پر تحرک تري از کار در مي آمد. کوکب سياه يک محله چيني هاي ديگر نيست، اما يک فيلم حرفه اي به معناي کاملاً کلمه است که ديدن آن به دوستداران فيلم هاي جنايي/پليسي و فيلم هاي دپالما توصيه مي شود.
ژانر: جنايي، درام، راز آميز، تريلر.
با تشکر از گروه مبین
آموختهاي کوچک من : آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت زود قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.