عاشق شدن وعلاقمند شدن به يك نفر اتفاق خوشايندي است كه درزندگي بسيارتاثيرگذاراست.آيا تاحالا درتقابل با يك نفردچارشك شده ايدكه آيا واقعاً اورا دوست داريد يا خير؟آيا دايم ازخودمي پرسيد كه آيااوهمان شخصي است كه من دنبالش مي گردم ، همه اين سوالات شما علايمي است كه نشان دهنده ظهورعشق دروجود شماست.حالا او ذهنتان راتسخير كرده است.مثلا وقتي كه بادوستان خود بيرون مي رويدبه چيزي درويترين مغازه نگاه مي كنيد بي اختياراين موضوع به ذهنتان خطورمي كندكه آيا او به اين شي علاقمند است؟ اين افكار برايتان عجيب است . اوبه قلب شما راه پيدا كرده وبه ذهن شما واردشده است . اگربه فردي علاقه حقيقي داشته باشيد، بازتاب رفتاراو برروي شما تاثيرخواهد گذاشت ، مثلا اگر يك روز او بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما هم بدون دانستن دليل آن ناراحت هستيد وبلعكس . كارهاورفتارهاي او مثل حرف زدن براي شما جالب وجذاب است .شما احساس مي كنيد او چيزهايي كه مي گويد وكارهايي كه انجام مي دهد ، باعث تمايزش ازديگران است، درنظرشما او دانا وفهم است. دراين مرحله از شما سوال مي كنند كه چرا اين همه ازاو تعريف مي كنيدوشما پاسخ مي دهيد: همينطوري ! ازديگران فاصله مي گيريد و تمايلي به حضوردركناردوستان خود نداريد، ودوستان شما ازاين موضوع شاكي مي شوند ولي شما دليلش را نمي دانيد . بي آنكه بدانيد ازاو الگوبرداري مي كنيد، سعي مي كنيدشبيه او رفتاركنيد. بعضي عادات خود را كه فكر مي كنيد باعث ناراحتي اومي شود ، تغيير مي دهيد. كارهايي انجام مي دهيد كه فكرمي كنيد او دوست دارد. به آينده بيشتر فكرمي كنيد، احساس خوشايندي نسبت به آينده پيدا مي كنيد. خوب باوجود اين علايم به خود تلقين نكنيد كه هيچ احساسي نسبت به او نداريد ، چون حالا ديرشده ، شما حالا عاشق شده ايد....!!!